|
کانون نویسندگان هورامان ادبیات پاوه وهورامان
| ||
|
توضیح چند اصطلاح: 1- بَگ(Bag)، كسی است كه آغازكننده بازی است و انداختن اولین تیله(كَلا، Kela) شروع تیله با اوست و تا كشته نشود ابتكار بازی با اوست. 2- قرَنا، Qirena یعنی: قرَ هستم، آخرین تیله كننده است، قره آخرین كسی است كه با تیله، یا كَلا، تیل می كند(می اندازد) كه حُسنِ مرتبه ی «قرَ» آن است در دور بعد، بَگ می شوداول قرار می گیرد و پاش قرَ در آخر قرار گرفته و نوبت بعد اول می شود. 3- به هنگام تیله كردن بیلان كَران برای برهم زدن تمركز حواس حریفان كه به مات ها تیله می زنند، می گویند: «تسو وِت، Tisu wêt» یا «نِ نِ» جملاتی كه ضمن مضحَكه و تمسخُر قراردادن حریف بر نشاط بازی هم می افزاید. 4- حرام كردن مات ها، هرگاه یكی از بیلانكَران مات ها را بزند و تنها یكی از مات ها بماند، دیگر بازی كنان برای این كه بتوانند اورا بزنند و مات ها را به دست بیاورند، مات باقی مانده را «حرام» می كنند، كسی حق ندارد آن را بخورد، در این گیرودار یا حریف مات باقی مانده می خورد و آن ها اورا نمی كشند و برنده است و یا توسط یكی از آن ها كشته می شود و آن ها برند می شوند. گاه گاهی كسی كه مات ها خورده نزد دیگر بازیكنان می آید و اعلام «داد، Dad» می كند، «داد» به معنی آسان كاری و رعایت انصاف است كه دیگران هم حق داشته باشند از امكان برنده شدن برخوردار باشند.
4- خلُرتانی، Xilortanî بچه این بازی را به شكل دسته جمعی و برنده انفرادی انجام می دهند. وسیله این بازی خلُرته Xilorte ، است كه دونوع است: الف: خلُرته ای كه از چوب به شكل مخروط نوك تیز درست شده و بچه ها تكه پارچه ای بلند كه به سرِ یك چوب بسته شده(به آن شیپ، şîp می گویند) به دور آن می بندند و روی زمین می گذارند و به سرعت چوبی را كه در دست دارند تكان می دهند، پیچ های پارچه باز می شود و خلُرته را به تاب در می آورد، به كرات با چوب شیپ زن، (شیپ) می زند، با نواختن چنین ضربه های متوالی خلُرته بیشتر تاب می گیرد، هركسی بتواند مدت بیشتری خلُرته را به تاب درآورد و تعادلش به هم نخورد، برنده مسابقه است. معمولاً این بازی با این نوع خلُرته ویژه دختران است. ب: خلُرتهای كه علاوه بر شكل خلُرتهی الف در نوك آن میخی را كوبیده و با سوهان آن را صاف و نوك تیز نموده به طوری به سهولت به تاب در بیاید و در بدنه آن دو منفذ برای ورود و خروج هوا درست كرده و به آن «گاوبُرْ، Gawbor» می گویند، نخ محكمی و بلندی را كه قبلاً آماده نموده اند آورده و به دورِ گاوبُرْ می پیچانند، سرِ دیگر را به دور انگشت سبابه پیچانده و چهار انگشت دیگر را روی سطح استوانه ی گاوبُر قرار داده و با سرعت ضمن كشیدن نخ، آن را به جلو خود پرتاب نموده و خلُرته به سرعت به تاب درمی آید و چون هوا از منافذ تعبیه شده ورود و خروج می شود، خلُرته صدایی شبیه به صدای گاو درمی آورد به همین مناسبت به آن گاوبُر می گویند، این بازی را بیشتر جوانان و بزگترها انجام می دهند و یك بازی پسرانه است تا دخترانه.
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 16:9 ] [ هورامی ]
مقدمه بشر از نخستین روزهای كودكی و یا شاید از بدوِ تولد تا آن گاه سر به بالین مرگ می نهد نیاز به بازی داشته و خواهد داشت، در واقع بازی و زندگی دو امر لاینفك و اجتناب ناپذیر انسان ها می باشد. با توجه به تنوع زیستی انسان ها و روی كردهای زندگی در میان ملت ها و حتی در مناطق و شهرها و روستاهای مختلف، بازی ها، نمودهای اجتماعی و فرهنگی گوناگون و خاص خود را به ارمغان می آورند، بازی را نمی توان صرفاً وسیله ای برای سرگرمی اوقات دانست اگرچه یك جنبه از كاركردهای بازی ها این مقوله است اما هدف اصلی استنباط از بازی ها، نمودهای اجتماعی و فرهنگی و در بسیاری از موارد كسب آموزش و مهارت، افزایش روحیه مسؤلیت پذیری، تقویت روحیه استقلال طلبی و تعاون و همكای و... است. امروزه سیل بازی های كامپیوتری و دیجیتالی در دنیای مجازی به عنوان یك امر اجتناب ناپذیر و مهمان ناخوانده سیمای بازی های ستنی را كم رنگ ساخته است، می رود تا بسیاری از بازی های سنتی را در چنبره ی جاذبه های خود قرار دهد و دیری نپاید، آن ها را به بوته ی فراموشی و اِمحاء وجود در میان فرهنگ مردم، بسپارد؛ با این وصف در دیار هورامان تا حدودی جوهر بازی های سنتی و محلی در سَرَیان فرهنگ مردم باقی مانده است؛ برای این كه بتوان در آینده صُوَر این بازی ها بازسازی و به روز شود و با بازی های كامپیوتری تقابل كند، ناگزیر از ثبت و ضبط آن ها می باشیم. هورامان منطقه ای است كوهستانی با قدمتی بسیار كهن، از دیرباز در این دیار مردمانی میزیستهاند؛ كه با توجه به انجام كارهای شاق و سخت كوشیِ روزانه و گاه شبانه، در دامان طبیعت و یا در منازل و شب نشینی ها، بازی وسیلهای برای نشاط و تفرج و رفع خستگیها و آساییدن در كنار همدیگر و فراغت از این دشواریها و تخلیه نیازهای روحی در سطوح مختلف كودكان و نوجوانان و جوانان حتی مردان پا به سن گذاشته بوده است. بازی ها علاوه بر تخلیه روانی و نیازهای روحی كاركردهای جسمانی با مزیت های فراوان داشته و دارد. با توجه به سن و سال افراد، زمان و مكان و تعداد بازی كنان و ... شیوه بازی ها متنوع و گوناگون بوده است، در این نوشته سعی می شود ضمن تعریفی از بازی و نشان دادن وجه تسمیه آن ، به انواع آن اشاراتی داشته باشیم. وجه تسمیه بازی: در زبان هورامی به بازی «گَمه، Geme، كِلِ، Kêlê و در كُردی سورانی، Kaye و Yari» گفته می شود از ریشهی هندواروپایی(Game) و در زبان انگلیسی همان واژه به كار برده می شود؛ شاید تصور شود كه هورامیها این واژه را از انگلیس گرفته اند اما به دلیل اینكه این واژه از قدیم در میان مردم متداول بوده و مثل بسیاری از واژه هایی مثل: Cat-leg گربه و ساق پا و... از مشتركات زبان های آریایی است، واژه بازی در پهلوی ساسانی از واژه «واژیك» بوده است(بهار، 1313:640-641) بعداً به صورت بازی تغییر شكل پیدا نموده است.
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 16:8 ] [ هورامی ]
منطقه
جغرافیایی هورامان بین نواحی مرزی غرب ایران در دو استان كردستان و كرماشان، و شرق
كردستان عراق در استان سلیمانیه قرار
گرفته، البته هورامی های زیادی هم هستند كه در دیگر نواحی مختلف ایران و عراق و
تركیه و ... پراكنده اند. تاریخ و فرهنگ هورامان در حوزه های مختلف از اصالت خاصی
برخودار بوده و هست؛ به ویژه در حوزه ادبیات شفاهی و فولكلور. به قول واسیلی
نیكیتین، دانشمند روسی، ادبیات مردم كُرد در درجه اول، یعنی ادبیات عامیانه و
شفاهی. متاسفانه هنوز بخش قابل توجهی از این ادب مردمی، این مآثر گران بهای بشری،
دست نخورده باقی مانده و به شیوه وسیع به گردآوری آن پرداخته نشده است . امثال و
حِكَم و پند گذشتگان، حوزه ی قابل توجهی از فرهنگ این دیار را تشكیل می دهد و از
قرب و قداست مردمی برخوردار می باشد. سَرَیان اصطلاح «قَدیمی واته ن» یعنی قدیمی
ها گفته اند، در میان مردم این سامان، فاكتوری است برای ارزش و احترام و پایبندی
مردم هورامان به سخنان گذشتگان خود. ادبیات شفاهی امروزه می تواند سندی بسیار مهم
باشد برای استناد و ارجاع پژوهش های مختلف: زبان شناختی، تاریخی، جامعه شناختی،
پزشكی، ادبی، دینی، اخلاق و جغرافیا و روان شناسی و ... این گونه دلالت های شفاهی
را می توان در سینه سالخورده گانی كه یا از دنیا رفته اند و تجربیات خود را به گِل
برده؛ و یا به نسل پس از خود منتقل نموده اند؛ به دست آورد، اگر این نسل هم از
دنیا بروند هیچ مرجعی برای جمع آوری فرهنگ عامیان و مردمی باقی نمی ماند. كُردها
در مناطق مختلف شرق نزدیك و خاورمیانه، پراكنده اند. طبیعی است كه روی كرد آنان در
این زمینه مختلف باشد. اما یك روح مشترك قومی، آنان را به هم مرتبط می سازد. اما
هرچه هست در رویه و اصطلاحات محلی با هم اختلاف دارند.كُردهای عراق به این گونه
ادب شفاهی، «پندی پیشینیان، Pendî pêşînyan»، كُردهای تركیه
و ایران به آن «مه سه لMesel و مه ته لوك، Metelok» و كُردهای آذربایجان و روسیه به آن ها «قسه ی بافان،Qisey bavan» می گویند.
جمع آوری همه
ضرب المثل ها و تفكیك و دسته بندیِ موضوعی و آكادمیكِ آن ها، كاری است بسیار ستُرگ
و حجیم و طاقت فرسا و نیاز به زمان كافی و نیروی زبده و مجرب فراوانی دارد كه از
دست یك نفر و دو نفر و چند نفر میسور و ساخته نیست؛ در اینجا عجالتاً از باب نمونه، به تعدای از این سرمایه مردمی اشاره می شود:
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:58 ] [ هورامی ]
آیین ازدواج در هورامان چكیده: در ژرف ساخت و ناخودآگاه مردم كُردستان، مؤلفههای مشترك فرهنگی وجود دارد؛ اما به دلیل تنوع زیستی و رویكردهای فرهنگی ویژه هر منطقه، به مرور زمان، این پدیده تغییر و تحول پیدا نموده و رنگ رُخ باخته است. درهر شهر و روستایی، بنا به این شرایط زیستی، تفاوت هایی را در فرهنگ و زندگی كُردها می توان مشاهده كرد. هورامان، جزء مناطق كُردنشین است، در این منطقه در قیاس با سایر مناطق كُردستان، در انجام مراسم ازدواج تفاوت هایی وجود دارد. در این نوشته سعی می شود، مؤلفه های ازدواج در منطقه هورامان، به رشته تحریر در آید. روش تحقیق این مقاله، میدانی به صورت مصاحبه و روایت افراد، در منطقه دزلی انجام گرفته است. كلید واژه ها: هورامان، زَما، زاوا(zema،zawa) خواستگاری (هیجبی، hijbî خوازبینی، xiwazběnî))، عقدكُنان(ماره بریه ی، marebiryey ماره بران، marebiran)، شیرینی خوران(شیرینی وارده ی، Ŝîrînî wardey شیرینی خواردن، Ŝîrînîxiwardin)، دست ماچ كردن، دَس ماچ كَردَی(destmaĈkerdey)، دیاری كردن، دیاری كَردَی(diyarîkirdin ،diyarî kerdey )، جا خالیانه، جیگه خالیانه، یاگه هالیانه(jêgexalyane) زهماوهند(zemawend)، شهوگهر، Şewger))، خهنهبهندان، xenebendan))، رقص و پایكوبی(ورپرای،wirpiray ههلپهركی،êhelperk) و... ازدواج و مراحل آن: ♣ خواستگاری (هیجبی، hîjbî ، خوازبینی، xiwazběnî) در گذشته نحوه ی انتخاب دختر به این گونه بود كه هر خانواده ای پسرش به حد كمال برای ازدواج می رسید، به فامیل یا آشنا، حتی بر و همسایه میسپردند كه میخواهیم برای پسرمان زن بگیریم اگر چنانچه شما دختر خوبی را سراغ دارید به ما معرفی كنید. یا در مجامع عمومی، خود دختری را می دیدند، به قول معروف به ته دلشان می نشست و او را مدنظر قرار می دادند. به این ترتیب چنین دخترهای دمِ بخت، شناسایی میشدند، به شیوه نهان در باره دختر مورد نظر تحقیقاتی صورت می گرفت، اگر به نظرشان می چربید، برای انجام خواستگاری مقدمات و تمهیدات آن، فراهم می شد. اما اكنون بر اثر تماس های فرهنگی و عوامل مدرن ارتباطات، فاكتورها و عوامل دخیل در انتخاب، شیوه هایی نوین و متفاوت با گذشته به خود گرفته است. جوانها با توجه به شرایط كار و تحصیل، در دانشگاه ها و یا محیط كار و اماكن عمومی بر اثر آشنایی یا بر سبیل تصادف، همدیگر را پیدا و با همدیگر ارتباط برقرار میكنند، با هم حرف هایشان را میزنند، قرار مدارهاشان را میگذارند، بعداً خانواده را جهت اعلان نظر، در جریان امر قرار میدهند.
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:56 ] [ هورامی ]
اورامان یا هورامان بین ایران
و عراق سه گوشۀ جغرافیای پدید میاورد، میان سه شهرستان 1-شهر پاوه (در استان
کرمانشاه) 2- شهر مریوان (در استان
کردستان( 3-شهر حلبجۀشهید (در
استان سلیمانیۀعراق) این جغرافیای کوچک که میان کوهای زاگروس محصور شده زبانی به
بزرگی و شکوه یک امپراطوری را در میانه گرفته، امپراطوری که متاسفانه دیو گذر زمان
بمانند موریانه ای کم کم تاروپودش را میخورد و این سیستم نظامند زبانــــــی در حال سپردن
آخرین نفسهای واژگانش می باشد. واژگانی که هر کدام روزی خالق معنا، بر صفحات اوستا
بودند و موبدان زرتشتی آنها را أرج مینهادند و بَر چشم می گذاشتند.
تعریف واژه نام جای (avroman) : (اورامان = هُورامان = هَورامان = اورُمون = اورامانات) دربارۀ معانی ومفاهیم ((اورامان)) تشدد آرای زیادی موجود است، یکی با تحلیلی سطحی و نگاهی امروزی، دیگری با ظاهر کلمه و آن یکی از زاویۀ فولکلور این مفهوم و نام جای کهن را به تحلیل خویش کشیده اند.
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:55 ] [ هورامی ]
یک روز کتاب تاریخ سلاطین هورامان را می خواندم درمقدمه آن به قلم آقای احمد نظیری مطلبی تحت عنوان شورا درهورامان نظرم را جلب کرد . خواستم مقایسه ای داشته باشم بین نحوه اداره کردن جامعه درهورامان و دولت شهرهای یونانی در دوران باستان. همانگونه که میدانیم تاریخ هورامان وتمدن آن به ازمنه خیلی پیش وحتی به دوران طلایی تمدنهای بین النهرین برمی گردد.واز طرفی دولت شهرهای یونانی تاریخی دارند به موازای حکومتهای ماد وهخامنشی درایران یعنی آن زمانیکه درایران حکومت خداشاهی هخامنشی نیمی از دنیای متمدن آن زمان را درسیطره خود داشت،وشاه به منزله خدای سرزمین وامرش فرمان خداوندگار بودومردم همه بندگان پادشاه خودبودند، دریونان درهر شهر وشهرکی حکومتی مستقل رایج بود که دولتمداران آن از جانب مردم وبا رای مستقیم مردم انتخاب می شدند. این مسئله برای من که تاریخ را بصورت آکادمیک خوانده ام همیشه جالب توجه بوده است بالاخص اینکه جغرافیای طبیعی یونان صرف نظراز دریاوسواحل آن خیلی شبیه به منطقه هورامان بوده واگر کسی به کوههای ژالانه برود آنجاییکه همه هورامان درتیر رس دیدگان قراردارد،به این امر واقف می شود. هورامان در غرب ایران زمین واقع وبا دولت شهرهای یونانی که گاهی تا شرقی ترین نواحی ترکیه امروزی هم نفوذ داشته اند،همسایه بوده وبعضاً تحت تاثیر فرهنگ اجتماعی قرار گرفته است. البته این یک نظریه است وتاکنون از کسی واز جایی نشنیده وندیده ودر کتابی نخوانده ام. دراینجا مقاله ماموسا احمدنظیری را دربحث شورا درهورامان که عیناً از کتاب تاریخ سلاطین هورامان اخذ کرده ام می آورم مطمئنم دوستانی که تاریخ یونان را خوانده اند برنظریه من صحه خواهند گذاشت والبته هدفم ازبیان این قضیه این است که درزمانی که درامپراتوری عظیمی بنام شاهنشاهی هخامنشی وسپس اشکانی وساسانی حکومت خداشاهی حاکم بود ودربیشتر نقاط جهان هنوز انسان وارد عرصه تمدن نشده بود، در هورامان دموکراسی حکمفرما بوده است .(شمس) نحوه ی اداره ی هورامان به وسیله ی شورا قبل از اسلام سال های سال اداره ی هورامان به عهده ی شورا بوده است. شورایی که به وسیله ی انتخابات کاملا مردمی، انتخاب می شد. می بایست کسانی برای شورا کاندیدا می شدند که چندین سال قبل، خدمت گذاری خود را به مردم ثابت کرده و به جایی رسیده باشند که لیاقت عضویت در شورا را احراز کرده باشند. نحوه ی انتخاب افراد برای عضویت در انجمنی به نام «مه ری» که می توان گفت : سالم ترین و به معنای امروزی دمکراتیک ترین نوع انتخاب بوده است. مدت این انجمن چهار سال بوده است. وظایف شورا بدون مزد و منت انجام می گرفت و به منظور خدمت به مردم بوده که هنوز آثار دستورات شورا در هورامان مشهود است. در زمانی که در اکثر نقاط جهان نظام های برده داری و ظلم و ستم حاکمیت داشته، هورامان با شورا اداره شده که نمی شود در این مختصر جزئیات آن را بیان کرد. لازم به توضیح است که اکنون در هورامانات محل انتخابات شورا به همین نام«مه ری» موجود می باشد، مانند«مرومه ری دردزلی» و «چه مه و مه ری در کماله» و«دره و مه ری دردزاوه ر» و...
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:54 ] [ هورامی ]
بدیه شمشال شیوه نش تا کو مه شو هه ر ده مش سه د حه سره ته ن سه د ئاهو رو تا به هه شتش په ر جه وه شتی تالیه ن هه شت یانه ش ئایره ن زوخالیه ن آنجا که سخن ازشمشال به میان می آید زیباییها ونواهای اهورایی این ساز اصیل آنگونه که شایسته آن است مورد توجه قرار نمیگیرد واین ساز همیشه مورد کم لطفی وبی مهری قرار گرفته ومی گویند ساز چوپان است ، بله ساز چوپان است چون یادگیری آن احتیاج به تمرین ودقت زیادی دارد . شمشال دراورامان جدای از فرهنگ آن نیست، اورامانی باغنای فرهنگی ، آنچنانکه دوست ودشمن هم به آن اذعان دارند واز جنبه های مختلف مورد تحقیق و توجه مستشرقان و محققان داخلی وخارجی بوده است ، حفظ اصالتهای فرهنگی از جمله زبان ، لباس آواها ، موسیقی وسنتهای نیک گذشته دلیل روشنی بر این مدعاست . اگرچه موسیقی کردی شامل تمام دستگاها می باشد ولی موسیقی محلی اورامان که جزئی از موسیقی کردی است بیشتر با شمشال نواخته می شود هرچند تجربیات جدیدی توسط هنرمندان مختلف در جهت آمیختگی با سازهای دیگر به عمل آمده اما هیچگاه رنگ وبوی اصلی و جذابیت آواهایی که بصورت اصیل اجرا شده اند را نداشته است . صدای شمشال به لحاظ طبیعی بودن وهماهنگی با صداهای آن منحصر به فرد است . طریقه ی ساختن : شمشال سازی است بادی که از نی ساخته می شود در جاهایی که به نی دسترسی نباشد آن را از آلیاژ برنج وسایر فلزات می سازند ، در گذشته از استخوان بال عقاب نیز ساخته می شده است واما طرز ساختن آن از نی بدین صورت است که ابتدا چهل الی پنجاه سانتیمتر نی تر را بریده داخل آن شیر ریخته اند ، بعدازجذب شدن شیر داخل نی ، نی را روی لانه مورچه ای گذاشته تا محتویات داخل آن راکاملا می خوردند پوسته ی بسیار سبک و نا زکی از آن باقی می ماند . برای زیبایی واستحکام نی تکه چوب تری ازجنس آلبالوی وحشی را به ضخامت شمشال تهیه میکردند ، پوست آنرا بصورت حلقه هایی به اندازه های مساوی در می آوردند وحلقه ها را به تناسب سلیقه ی خویش به فاصله های مورد نظر بر نی سوار می کردند ، به اینصورت شمشال را ظاهری زیبا می دادند و استحکام آن چند برابر می شد .البته ناگفته نماند چون هوا بصورت حلقه هایی داخل نی میرود تاثیر بسزایی در صدای شمشال می گذارد . سپس ازچهار سانتیمتر مانده به انتهای نی به قطر نیم سانتیمترتعداد شش الی هفت سوراخ به فاصله های سه سانتیمتر تعبیه می شود . اگرچه امروز سازهایی چون تار ، سه تار ، ویلن ، کمانچه ، سنتور را باید در کارگاههای اختصاصی با زحمات بسیار ساخت به عبارت دیگرلزومابهترین نوازنده های این سازهای موسیقی بهترین سازنده های آنها نیستند ولی عالیترین ومرغوبترین نوع شمشال را نوازنده ی آن می سازد . طریقه ی نواختن شمشال : شمشال رابطور مورب روی لب گذاشته بادمیدن نفس درداخل آن صدای صاف ودلنوازی ایجاد می شود . دمیدن در داخل دهانه ی استوانه ای این ساز برای تغییر یاعوض کردن ملودیها هیچ تاثیری ندارد ،بلکه بطور کامل توسط تکان دادن انگشتها با مهارتی خاص مقام یاملودیهاعوض میشوند . نوازنده طوری آنرامینوازد که بیننده یا شنونده متوجه نفس کشیدن او نمی شوند . نفس را درداخل دهان حبس کرده بوسیله ی فشار ماهیچه های دهان هوارا درون ساز می دمند ، دراین هنگام بوسیله ی بینی نفس را تازه میکنند بدین ترتیب صدای آن بطور مداوم ادامه دارد وهنگام نواختن هیچگاه قطع نمی شود دراصطلاح به این عمل ( بین وارده ی ) می گویند .
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:53 ] [ هورامی ]
زبان
ما) مجموعه یادداشتهایی است در مورد زبان هورامی: 1-مختصری از تاریخ زبان ما، 2-
زبان هورامی و هویت سازی، 3- قباله هورامان، هورامی یا پهلوی؟، 4- از هورمزگان تا
صیدی، 5- ریشه یابی، 6- در باب دستور زبان هورامی، 7- پایان زبان کردی هورامی نزدیک است؟ 8- زبان مخفی مردم
هورامان و....... که نتیجه یک پژوهش چندساله در باب دستور تاریخی زبان هورامی است،
و ترجمه بخشهایی از کتاب )ریزمانی میژویی زمانی کوردی) نوشته "آرام شکیبایی". در این
نوشتهها فراتر از نگاه تاریخی و گرامری جامعه شناسی زبان نیز مورد توجه
قرار خواهد گرفت/ بخش اول این با عنوان مختصری از تاریخ زبان ما در زیر آمده است . .
تاکنون بسیاری از ما ابراز نظرهایی محفلی، عوامانه و غیرعلمی بسیار در مورد زبان هورامی، اصالت آن، زبان کتاب اوستا، همسانی هورامی و عبری، تاریخ چندهزار ساله آن، کتاب قانون ابوعلی سینا و غیره و .... شنیدهایم، بسیاری از این نوع سخنان و در کنار آن غرور و تحسین مردم هورامان به خاطر زبانشان، موجب شدهاست، که ما هورامی ها دست تصاحب بر گذشتههایی دراز کنیم، که متعلق به همه آریاییهاست. متاسفانه در مورد زبان هورامی و تاریخ آن افراد متخصص و غیر متخصص بسیاری ابراز نظرکردهاند؛ همیشه یک شاعر، زبانشناس نیست؛ افراد زیادی هستند که سالها در زمینه تاریخ تحقیق میکنند، اما هیچ گاه به خود اجازه ندادهاند؛ در مورد زبانها حرفی بزنند. یک محقق فرهنگشناسی، امروزه در مورد زبانشناسی همزمانی و دیگرزمانی ابراز نظر نمیکند. اما در اینجا در کوچه و بازار اتفاق نظر بر این است، که زبان هورامی همان اوستایی است، و ... خانواده زبانی (Language Family): امروزه در جهان زبانها را با توجه به نزدیکیهای آوایی، گرامری و ... در خانوادههای زبانی دسته بندی میکنند. در واقع زبانها مانند گونههای گیاهی با زبانهای هم خانواده و خویشاوند خود در یک شاخه زبانی دستهبندی میشوند. برخی از خانوادههای زبانی شناخته شده در جهان عبارتند از: هندواروپایی، تبتی، آفرو-آسیایی، آمرنید و ...، که هر یک از اینها نیز خود زیر شاخههایی دارند. به عنوان مثال خانوادهی آفرو- آسیایی زیرشاخههایی مانند زبانهای سامی، مصری، اوموتیشی و .. را دربردارد. و در ادامه نیز شاخه "سامی" نیز دارای چندین زبان است که مهمترین آنها عبارتند از: عبری، عربی، آشوری، آرامی.
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:52 ] [ هورامی ]
آنچه میخوانید،ترجمه ی مقاله ای است درباره ی کتیبه ی «تنگیور»و همراه با توضیحاتی از مترجم درباره ی ویژگیهای طبیعی محلی که این کتیبه در آن جا قرار دارد. در نوشتار حاضر،همچنین به موقعیت دقیق کتیبه و آثار دیگری پرداخته شده است که در اطراف کتیبه قرار دارند. این کتیبه ی قدیمی برای بررسی تاریخ ایران قبل از قدرتگیری مادها،اهمیت بسیار دارد که متأسفانه در تحقیقات تاریخی مورد بی توجهی قرار گرفته و نیز این اثر گرانبها به ناملایمات طبیعی محیط اطراف کتیبه سپرده شده است.خرابی دیواره ی راست طاقنمای محافظ کتیبه در سالهای اخیر گسترش بیشتری یافته است.در حوادث اوایل انقلاب نیز تیراندازی به متن کتیبه،قسمتهایی از آنرا خراب کرده و به دلیل رسوبات آهکی فراوانی که روی این کتیبه را پوشانده است، خطوط کتیبه قابل مشاهده نیست. کتیبه ی تنگیور در پای کوه«شاهو» از کوههای معروف کردستان و در ۳۵ کیلومتری غرب شهرستان «کامیاران»در درهای تنگ میان سه روستا قرار دارد: روستای «پالنگان» در شمال غربی کتیبه و درست در طرف دیگر این دره،روستای«تنگیور»در نزدیکی کتیبه و در قسمت جنوبی آنکه کتیبه به نام این روستا معروف شده است،و روستای«یوزیدر»در قسمت جنوب شرقی کتیبه.این کتیبه بر سینه ی راست درهای حک شده که آب چشمه های نزدیک به خود و قسمتی از آب کوه شاهو را که از کنار روستای تنگیور به این دره میریزد،و همچنین آب روستای یوزیدر و دشت جنوبی را به روستای پالنگان و با فاصله ی کمی از آن جا به رود سیروان(گاورود) میریزد.
این دره ی باریک،از کنار کتیبه شروع میشود و تا روستای پالنگان تقریبا ۱۰ کیلومتر طول دارد.در واقع دژ طبیعی محکمی است که تنها از دو راه ورود،یکی در کنار کتیبه و یکی در جانب شمال غربی در روستای پالنگان،میتوان به آن وارد شد.هنوز آثار سنگرهای دیدهبانی در جاهایی باقی مانده است که با وجود صعب العبوری،امکان نفوذی به این دژ بوده اند.درون دره،چشمه های آب دائمی وجود دارند و با داشتن ذخیره ی غذایی،این دژ میتوانست به مدت طولانی در برابر حمله ها مقاومت کند.ابتدای ورود شمال غربی،در سمت راست که دارای شیب کمی در پائین دره است،به محله ی یهودیها شهرت دارد. با توجه به اینکه ساکنان کنونی،درباره ی این یهودیان و زمان زندگی آنها اطلاعاتی ندارند،باید به دوره های قدیمی مربوط باشند.بالاتر، چشمه های دائمی و پرآب دره از کنار این محل شروع میشوند و به طرف بالاتر ادامه مییابند. جریان آب از طرف جنوب شرقی،با پشت سر گذاشتن دشت جنوب شرقی و چند تپه ی باستانی کوچک در طرف راست به ورودی دره، به این دره ی تنگ وارد میشود.این آب با فشار زیادی در بهار،به آب چشمه های درونی دره میپیوندد و با حجم فراوان،از طرف شمال غربی با پشت سر گذاشتن روستای پالنگان،رو در جانب دشتی دیگر با شیب نسبتا زیاد،به سیروان میریزد و مسیر پرپیچ وخم و طولانی خود را در دره های تنگ زاگرس به سوی بین النهرین در پیش میگیرد.
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:48 ] [ هورامی ]
در هورامان«باستان» وقتی کسی فوت می شداو را تطهیر كرده و چادر سیاهی در کنار قبرستان بر پا می كردند (ره شمال ) و مرده را به مدت سه روز در آن جا نگه می داشتند . قبرستان ها و گور ها بیشتر در جاهای بلند یا بر فراز تپه ها بودند . وقتی گور کنده می شد در داخل آن کمی خاکستر می ریختند. اگر متوفی بزرگ خانواده بود هیچ وقت از در ورودی خانه بیرون نمی آورند . حتی اگر مجبور بودند شکافی دردیوار ایجاد کنند . لباسهای شخص متوفی را در اتاقی پهن و بر آن گریه می كردند.خانواده صاحب عزا نباید تا مدت هفت تا نه روز در خانه غذا بپزند یا آتش روشن کنند . لبان شخص متوفی را قبل از دفن کردن با مقداری آب انار خیس می كردند . در چادری که کنار قبرستان بر پا می شد . مقداری گل آماده می كردند که عزا داران بر سر و شانه خود بمالند تا نمایانگر ماتم و باز گشت به سینه زمین – مادر باشد. زنان گیسوان خود را می كندند و آن را به شکل دست بندی به دست می بستند . موسیقی در مراسم سوگ واری هورامان به صورت یک عنصر لاینفک وجود ندارد . البته در مناطقی پراکنده از تاثیر آیین های عرفانی که همراه موسیقی عاریت در آن وارد شده است . در آن رقص همانند رقص «چه مه ری» Kcamari) ) که مخصوص سوگواری مناطق ایلام و لرستان است وجود نداشت . اشعاری هم توسط مادران یا زنانی که در آن مهارت داشتند در سوگ متوفی خوانده می شد. و برگور متوفی گل های زنبق و نیلوفر می گذاشتند . همچنان كه همكنون نیز بعضی از قبرستانها پوشیده از گل های زنبق است .
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:47 ] [ هورامی ]
آشكار است كه اورامان به كلی منطقهای یكپارچه نیست و تعدادی از روستاها و مناطق آن، به دلیل مرزهای قراردادی، از هم جدا شدهاند. مناطق هورامان، بین دو كشور ایران و عراق تقسیم شدهاست. بخش اعظم اورامان دركردستان شرقی می باشد. در تقسیم و نامگذاری مناطق اورامان، اتفاق نظر وجود ندارد. نویسندگان و محققان در تألیفات خود، اورامان را به چند شیوه، كه در زیر آنها را توضیح می دهیم، تقسیم كردهاند: محمد بهاءالدین ملا صاحب در تألیف خود، اورامان را به دو منطقهی بزرگ به صورت زیر تقسیم میكند: * هورامان تخت * هورامان لهون اما در تقسیم بندی دیگری، رشید هورامی، اورامان را به پنج منطقه تقسیم میكند: * هورامان تخت * هورامان شامیان * هورامان جوانرود * هورامان ژاورود * هورامان لهون مناطق اورامان در تقسیم بندی محمد امین هورامی به شرح زیر است: * هورامان لهون * هورامان دزلی * هورامان تخت * هورامان رزاب * هورامان جوانرود * هورامان كندوله
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:46 ] [ هورامی ]
اورامان سرزمین خورشید است. اینجا «سرزمین اهورایی» و «جایگاه اهورامزدا» است. «هور» در اوستا به معنی خورشید آمده و «هورامان» جایگاه خورشید نیز معنی میدهد. روز، جلوه رنگین و بزرگی خداوند است. اما شب معنای دیگر دارد. شب در زیر نور ماه، رحمت خدا روی آدمی جاری خواهد شد و چنان مبهوت میشوی كه سرما را فراموش خواهی كرد. چهرههای مردم از نیكاندیشی میدرخشد. گاهی فكر میكنی وارد بهشت شدهای. منظرهای زیبا كه تو را با خود به رنگینترین لحظهها میبرد و تو باید خود را در آغوش جاده رها كنی. هنوز از خانهها بوی پختن نان بلند میشود. شما به كنار مردمانی خواهید آمد كه بكر میزیند و عشیرهای. كوچ هنوز به سبك سنتی در میان این مردم معنای خود را حفظ كرده؛ از پای كوه به دامنه و ارتفاعات بلندتر و بعكس. این دیار باستانی دارای آداب، موسیقی، زبان و آثار كهن منحصر به فردی است كه در هر زمان و مكان جلوهای خاص از آن هویدا میشود. عبور از دروازه این خانه دروازهای دارد به نام دروازه اورامان. این ابتدای لذت و شگفتزدگی هر مسافری است. كوههای سنگی بلند و استوار و جادهای كه به صورت مارپیچ از دامنه این تنگه عبور میكند هر مسافری را ناخودآگاه وادار میكند كه بر آستانه این دروازه توقف كند و عكس و فیلم بگیرد. نمیدانم شاید هم میخواهند رخصت ورود بگیرند. در تمام طول دروازه نگاههای كوچك ما از دامنه كوهها به ارتفاعات سنگی خیره مانده بود. میگویند این دروازه در دورههای پیشین محل دفاع مردم بومی در برابر هجوم بیگانگان بوده است. هیچ كس در اینجا متوجه گذر زمان نمیشود چنان كه ناخودآگاه خود را بر جادههای مرتفع خواهید یافت. آنگاه معلق میمانی بین آسمان و زمین. گویی باید دو بار از این مسیر عبور كرد؛ اول به تماشای آسمان بنشینی و دیگربار درههای رنگین را نظاره كنی. براستی كه وجود رنگها اینجا تجلی واقعی خود را پیدا میكنند. از دره و دروازه كه عبور كردی پس از حدود 30 كیلومتر، كمكم روستای اورامان تخت نمایان میشود.
ادامه مطلب [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:44 ] [ هورامی ]
به نظر شما دلیل عدم ماندگاری این نوع کانونها چی می تواند باشد؟1- شاید یک نفر آن را اداره کند وتا آخر دوام نیاورد. 2- تعدادی آدم کم سواد که خود را نویسنده وشاعر می پندارند ودر آخر کم می آرند! 3- این اشخاص با یکدیگر تفاهم وتعامل ندارند. بهر حال این چندمین مجمع ،انجمن وکانونی است که این افراد آمده اند وبه نام پاوه وهورامان زده ودر آخر آن را حذف کرده اند. من این وبلاگ را که در لیست پیوندهای وبلاگهای زیادی دیدم در اینجا ول مشاهده کردم و حیفم آمد آن را احیا نکنم. البته فعالیت آن را می گذارم برای بعد. رهرو آن نیست گهی تند وگهی خسته رود رهرو آنست که آهسته وپیوسته رود [ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 ] [ 16:7 ] [ هورامی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||