نقدی بر کتاب پاوه زیر خاکستر تاریخ نوشته آقای اسکندر مرادی / ابراهیم شمس
نقد برای کسب تجربه و برای بهتر شدن و بالا رفتن کیفیت کار نویسنده لازم است. منتقد به پزشک می ماند که جویای عیب وعلت بیمار خویش است . بنابه فرمایش استاد زرین کوب فایده نقد در دو چیز است : اول تهذیب ذوق عامه و دوم تربیت فکر نویسنده . و شیخ اجل می فرماید : متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد.[سعدی: گلستان، باب هشتم]
من معتقدم که نقد باید در جهت رفع اشکال نویسنده باشد و اما اگر نویسنده نقد ناپذیر باشد چاره ای نیست تا این نقد در فضای باز ودر ملاء عام صورت گیرد تا دیگران نیز قضاوت کنند.
این چند نکته که بیان کردم مقدمه ای بود تا وارد بحث اصلی یعنی نقد کتابی که به تازگی چاپ شده است شوم. در یکی از روزهای نوروز آقای اسکندر مرادی به نمایشگاه کتاب هورامان مراجعه نمود و ضمن معرفی خود چند جلد کتاب تازه چاپ شده اش را به نام « پاوه زیر خاکستر تاریخ » برای فروش گذاشت. بنده با توجه به اینکه رشته تحصیلی ام تاریخ بوده و سالها نیز در مورد تاریخ هورامان نوشته ام ، بسیار علاقمند شدم و خوشحال از اینکه بالاخره برای اولین بار یک نفر بدون واهمه تاریخ پاوه را نگاشت و راه را برای بقیه هموار ساخت.
اما با دیدن عنوان کتاب جا خوردم چرا که با واژه بسیار نامانوسی مواجه گردیدم : « پاوه زیر خاکستر تاریخ » کتاب را خواندم و بر آن شدم تا نقدی بر آن بنویسم .
من قبل و بعد از خواندن کتاب با آقای مرادی صحبت کردم متوجه شدم ایشان مقاله ای در باب وجه تسمیه پاوه نوشته و به این نتیجه رسیده که پاوه همان برگرفته از نام سردار ساسانی (پاو) است که عرب به او باو می گویند و سلسله باوندیان را نیز همین باو بنیان نهاده است. آنچه که در این کتاب در مورد پاوه آمده از صفحه ۴۸ تا ۷۲ می باشد که اگر تصاویر بی ربط را بر داریم کلا ۷ صفحه بیشتر نخواهد بود. و البته تنها دو موضوع را در بر می گیرد: نامگذاری پاوه توسط (پاو) و فتح پاوه توسط سپاهیان اسلام در سال ۱۸ هجری و دیگر هیچ .
ایشان در باب چگونگی نوشتن کتاب آورده که نسخه خطی سیرالاکراد را یافته و این گمشده ای بوده که سالها در جستجویش بوده است. به اذعان خودش تاکنون کتاب چاپ شده سیرالاکراد که به همت آقای رئوف توکلی به چاپ رسیده است را ندیده است.
قبل از اینکه نقد را بنویسم معرفی کتاب در سایت سلام پاوه صورت گرفته ونظراتی در موافقت یا مخالفت آن آمده بودند و بنده نیز نظری به این عنوان نوشتم که کتاب شما برگرفته از سیرالاکراد است و این گمشده شما ۲۵ سال پیش توسط بنده خریداری شده و در کتابخانه ام موجود است می آمدید از من کتاب را می گرفتید. اما آقای مرادی گفتند من کتاب را ندیده ام و تنها نسخه خطی آن را یافته ام. البته امروزه تکنولوژی بسیار پیشرفت کرده و با یک سرچ در گوگل به راحتی می شد کتاب چاپ شده ی سیرالاکراد را یافت. این کتاب توسط آقای رئوف توکلی در سال ۶۶ چاپ شده بود و دوباره و بدون هیچ حذف و اضافه ای در سال ۱۳۷۷ تجدید چاپ شده بود.
خدا شاهد است بنده قصد خدای ناکرده توهین یا پایین آوردن شان آقای مرادی را ندارم و البته معتقدم ایشان با این کارش ترس دیگران را ریخته و اگر خود مایل باشد و از نقدهایی که بر کتابش است نهراسد و برآشفته نشود، باب جدیدی در تاریخ نگاری هورامان باز نموده است.بنده گفته کسانیرا که این کتاب باید جمع آوری و سوزانده شود محکوم می نمایم . امیدوارم آن اشخاصی که نظرات بی صاحب داده اند جرات کنند و خود را معرفی نمایند و برای این ادعایشان دلیل بیاورند.
نقد کتاب پاوه زیر خاکستر تاریخ:
۱- عنوان کتاب نادرست است . پاوه زیر خاکستر تاریخ ! زیر خاکستر تاریخ چه معنایی دارد؟ مگر تاریخ خاکستر است؟! کی و کجا از خاکستر تاریخ سخن رفته است ؟ این واژه برای اولین بار توسط آقای مرادی در این کتاب به کار رفته و هیچ معنایی نمی دهد زیرا خاکستر از سوختن ایجاد می شود معمولا می گویند: در گذر تاریخ
۲- روی جلد صفحه اول نوشته : ناشر کانی اما در صفحه شناسنامه نوشته ناشر : تافگه . یک کتاب با دو ناشر چه معنایی دارد؟!
۳- نویسنده در مقدمه مدعی شده از معتبرترین کتب و اسناد تاریخی استفاده نموده است. هر کس اندک معلوماتی در مورد تاریخ داشته باشد میداند برای بررسی تاریخ یک منطقه در دوران باستان نمی توان به کتابی که در صدو اندی سال پیش نوشته شده است استناد کرد . کسانیکه با الفبای تاریخ باستان آشنا هستند می دانند منابع باستان شامل کتیبه ها ، گل نوشته ها ، سکه ها ، و منابع مکتوب اند. منابعی مانند تاریخ هرودوت ، کتزیاس ، تاریخهایی که رومی ها و یونانی ها و ارمنی ها و… نوشته اند . جناب نویسنده از کدامیک از این کتب استفاده نموده است؟ اگر استفاده کرده آیا نام پاوه وتاریخ پاوه را در این کتابها دیده است؟
۴- اگر توجه فرمایید در فهرست منابع ۶۴ منبع ذکر شده اند که در نوشتن کتاب از آنها استفاده نموده است . از این ۶۴ منبع تنها در یک منبع نام پاوه آورده شده است . ناسلامتی کتاب در مورد پاوه نوشته شده است.
۵- مسئله پاوه و پاو چه ربطی به سلسله باوندیان دارد؟! باوندیان تاریخ و هویت مستقل و تعریف شده ای دارند .با یک مراجعه ساده به گوگل و سایتهای کتابشناسی و مقالات و غیره می توان دهها مقاله و کتاب را در باره آنها دید. مرغ پخته هم به این تحلیل نویسنده می خندد. اما نویسنده عزیز باز در اینجا خطای رستم بابانی را دوباره تکرار نموده که در سیرالاکراد نوشته : « باو به سوی مازنداران رفت و با استدعای اهالی سلطنت آنجا را قبول کرد »
۶- در صفحه ۶۵ نویسنده با استناد به بلاذری نوشته های سیرالاکراد را رد کرده است وقتی این نوشته سیرالاکراد غلط است ، نویسنده چگونه حکم به درست بودن نوشته های او در باره پاوه داده و گمشده خود را آنجا پیدا کرده است؟
۷- در کدام کتاب فتوحات اسلامی آمده که عبدالله بن عمر به کردستانات حمله کرده است. (منابع اسلامی فتوحات : فتوح البلدان بلاذری ، تاریخ طبری ، مسعودی ، ابن اثیر …. )
۸- در صفحه ۶۲ نوشته شدهفتح شهرزور وپاوه – در منابع فتوحات از جمله تاریخ طبری ، فتوح البلدان بلاذری وغیره فتح شهرزور آمده ولی اسمی از پاوه وجود ندارد و نویسنده خود آن را اضافه کرده است .
۹- سیرالاکراد نمی تواند منبع قرن اول هجری باشد .کسی که الفبای تاریخ را بداند برای وقایع قرن اول هجری به منبع قرن سیزدهم و چهاردهم هجری ارجاع نمی دهد.
۱۰- سردی (سهردێ ) یعنی بالای ده . در همه مناطق بالا محله و پایین محله و (سهردهگا و بن دهگا ) وجود دارد همان سفلی و علیای عربی . منطق نویسنده در ربط دادن جاوان به سردی و پاوه خنده هر خواننده ای را بر می انگیزد. آخه دوست عزیز در کدام منبع آمده که نام قدیم پاوه روستای سردی یا الصردی می باشد ؟ قرار نیست تحلیل من درآوردی شما مورد قبول قرار گیرد.
۱۱- از ۸۷ صفحه این کتاب کمتر از ۷ صفحه آن تاریخی است و متاسفانه بقیه مطالب آن مخلوط و به شیوه های ناشیانه به هم ربط داده شده است که کاملا غیر تاریخی وغیر علمی است.
۱۲-نویسنده گویا به تازگی شروع کرده و گمشده اش را یافته است. گمشده ای که او از آن یاد می کند و به عنوان منبع اصلی خود از آن استفاده کرده است ، کتاب سیرالاکراد نوشته عبدالقادر بن رستم بگ بابان است که بصورت مغشوش و غیر علمی هر آنچه به ذهن کندش رسیده در مورد پاوه و هورامان نوشته است. مثلا در مورد پاوه نوشته که سپاهیان اسلام تحت فرماندهی عبدالله بن عمر وقتی پاوه را فتح کردند تمام مردانش را کشتند و زنانش را به اسیری بردند و بین صحابه تقسیم کردند این حرف اصالت و نجابت مردم پاوه را زیر سوال می برد. و یا در مورد هورامان و واژه هورامی یا اورامی نوشته اینها دسته ای از مردم بودند که در کوهها زندگی می کردند با عبور کاروانیان اینها از کوهها سرازیر می شدند و به تاراج آنها می پرداختند . خودشان می گفتند آورامانه (گرسنه هستیم) و به آنها قوم آورایی گفته می شد بعدها به علت تحول و تطور اورایی به اورامی تغییر و تبدیل شد.
۱۳- جنابعالی در دفاع از خود در برابر چند نظر بی صاحب در سایت سلام پاوه لایحه دفاعیه بزرگی نوشته اید و البته در پاسخ به ادعای من که گفته ام ۲۵ سال این کتاب را دارم نوشته ای : آقایان عزیزی که نوشته اید این کتاب باطل و بی ارزش(سیرالاکراد)را از ۲۵سال قبل در کتابخانه هایتان دارید… این کتاب سیرالاکراد تاآنجایی که من به خاطر دارم برای نخستین بار در سال ۱۳۷۷ه.ش.به چاپ رسیده است و از سال انتشار آن تاکنون بیش از ۱۶ سال نمیگذرد!؟ پس چگونه شماها از ۲۵سال قبل آن را در کتابخانه هایتان دارید؟؟ ……
دوست عزیز شما هنوز نحوه نوشتن و علامت گذاری در جملات را بلد نیستید در همین پاراگراف بالایی در جاییکه جمله خبری است علامت سوال گذاشته اید و در جایی می بینم علامت دو سوال گذاشته اید که در جای جای کتابتان این به چشم می خورد. شما به عنوان یک هورامی (هر چند خودت به من عنوان کردی به زبان هورامی اعتقادی ندارم) این کتاب را با این چرندیاتش به عنوان منبع خود پذیرفته ای و گمشده خود قلمداد کرده ای که با یافتنش کلید معماهایت شده است. من این کتاب را ۲۵ سال پیش داشته ام زودتر می گفتی تا آن را بهت بدهم و آنقدر دنبالش نگردی! هر آدم با کمی سواد متوجه می شود شما اگر آن ۷ صفحه را هم نوشته ای ، همه اش تکرار نوشته های کتاب سیرالاکراد است.شما فکر می کردید این کتاب چاپ نشده و چیز تازه ای است که تاکنون کسی نشنیده و شما برای اولین بار آن را در نسخه خطی سیرالاکراد کشف کرده و در معرض دید مردم قرار می دهید.
اگر یادتان نرفته باشد شما در کتابفروشی کاکه عبدالرحیم قیطولی و در حضور ایشان به من گفتید : شما مدعی شده اید ۲۵ سال پیش کتاب سیرالاکراد را داشته اید اگر این کتاب قبل از سال ۱۳۷۷ چاپ شده باشد من دستم را قطع می کنم. بنده این کتاب را دارم : « سیرالاکراد عبدالقادربن رستم بابانی ، محمد رئوف توکلی ، تهران چاپ اول تابستان ۱۳۶۶ش ؛ » شما می توانید از آقای توکلی بپرسید . این کتاب چاپ ۱۳۶۶ است و شما تازه شروع کرده اید. نیازی نیست دست خودتان را قطع کنید اما خواهشا نقد پذیر باشید و کتابهایتان را قبل از چاپ نشان یک کارشناس بدهید. شما مطمئنا تاریخ شناس نیستید . زیرا اگر تاریخ شناس بودید به جای رفتن به دنبال نسخه ی خطی سیرالاکراد به دنبال نوشته های مکنزی و آرتورکریستن سن می گشتید که بسیار استادانه و علمی در مورد پاوه نوشته اند.مطمئنا شما تاکنون این را ندانسته اید.
بنده کاری به ادعاهایت دال بر ندانستن دیگران ( تکرار واژه آیا میدانستید) و اختراع واژه هایی توسط خودت و ندانستن مردم ندارم چون این ادعاها در فضای مجازی صورت گرفته و ربطی به کتاب ندارند با این اوصاف تمام صفحات کتاب قابل نقد هستند و بنده به اینها اکتفا می کنم با توجه به اینکه این کتاب اولین کتاب در مورد تاریخ پاوه است از نویسنده محترم درخواست دارم خود پیشنهاد دهد جلسه نقد و بررسی کتاب با حضور چند نفر از صاحبنظران در سالن ارشاد برگزار گردد. از آنجاییکه نویسنده در مقدمه کتاب خود از نوشته های بسیاری نام برده که در آینده قصد چاپ آنها را دارد ضروریست قبل از چاپ آنها عیب و ایرادهای خود را از زبان منتقدین بشنود و آنها را اصلاح نماید.
در ضمن برای تنویر ذهن نویسنده عزیز روی جلد و پشت جلد و شناسنامه چاپهای اول و دوم کتاب سیرالاکراد را در اینجا نشان می دهم تا بداند کشف ایشان یک گزارش سوخته بوده و قبلا توسط آقای توکلی کشف رمز شده است .امیدوارم دیگر اصراری بر بی سوادی دیگران و اینکه ۱۶ سال از چاپ کتاب نمی گذرد نداشته باشد. :
چاپ اول چاپ دوم
منبع : سایت سلام پاوه

